سلام دوستان

دیشب از اقسا نقاط تهران اقوام قیور ما به منزل ما سرازیر شدن.بگین چرا؟06.gif

اقایان وخانوما از ترس زلزله مثل زلزله ریختن اینجا تا شبو در کنار هم باشیم تا اگه زلزله امد زورش به ما نرسه18.gif.اخه مگه زلزله بیاد فقط خانه ما سالم میمونه.درسته لواسان از نظر امنیت بهتر از تهرانه ولی این موضوع فقط در مورد موشکباران وبمباران صدق میکنه نه در مورد زلزله 7 یا8 ریشتری.در ضمن مگه مرگ وزندگی دست خدا نیست.اگه بخواهد ببرد میبرد لواسان و تهرانم نداره.33.gif

اگه یککم فکر کنیم میبینیم مرگ اصلا ترسناک نیست.این ترس ما ناشی از نا اگاهی ما نسبت به مرگه.مرگ فقط پلیه بین این دنیا ویه دنیایه بزرگتر که ادما شناخت کمی از انجا دارن چون هیشکی از انجا تاحالا برنگشته.احتمالا باید جای خوبی باشه که کسی حاظر نیست ازش برگرده.اقلا ان دنیا دیگه کسی حق افراد دیگرو نمیخوره.01.gif

این زلزله اولین زلزله ای بود که من احساس کردم چون قبلیارو یا خاب بودم یا انقدر ضعیف بوده که احساس نکردم.ولی با این حال یه جورایی از زلزله خوشم امد ادمو یه جوری تکون میده که ادم خوشش میاد03.gif.من که اصلا نترسیدم.فقط وایسادم به نگاه کردن که بابام دستمو گرفت برد دم چارچوب. به نظر من این کارا الکیه اگه رفتنی باشی میری ردخورم نداره.در ضمن مگه بمو نمیبینین.به نظر شما انهایی که رفتن راحتترن یا انهایی که اواره شدن.من که مرگو به اوارگی ترجیح میدم.خیلی راحتتره.یه لحظه یه چیزی میخوره تو سرتو تمام.ولی زنده ها هم باید اوارگیرو تحمل کنن هم غم از دست دادن عزیزاشونو.17.gif

حالا یه مسئله جالب.04.gif

موقع زلزله یکی از اشنایان ما که 3 روزه بچه دار شده و خانومشم هنوز درست نمیتونن راه برن همینکه زلزله شده بچرو برداشته ودویده تو خیابان و خانوم هم افتادن رو تخت ونمیتونن بلند شن.این یعنی اخر عشق و علاقه18.gif.حالا دیگه من نمیدونم هرچی دلتون میخواهد تو دلتون بهش بگین.

خانوما اقایون یک کلام نترسین. افتاد یا بازم توضیح بدم؟

خدا حافظ همتون.07.gif10.gif23.gif

/ 9 نظر / 3 بازدید
Babak

سلام :)) بابا زلزله که ترس نداره، خيلی هيجان داره، من که از دست دادمش چون تهران نبودم، ولی زلزله منجيل رو يادمه :)) خيلی باحال بيد..... تو هم سعی کن اين زلزله‌ها رو بندازی بيرون ؛) سبز باشی

ali

‌به نظر من ترس از مرگ فقط نا آکاهی از بعد آن نيست بلکه بيشتر از حساب پس دادن و بخصوص ترس از جواب دادن به احمال کاری های خود در دنيا ست

gipsy

سلام محمد جان خوبی؟ آقا دنيا مثل يه قفسه و من و تو پرندگان در قفس آيا بعد از پريدن از قفس بار دگر به قفس بر خواهی گشت؟! دوست نکويم مرگ حق است و اگر قرار بر مردن باشد در همه جا و همه حال امکان آن است و راه فراری از آن نيست. در پناه نيکی باشيد و راستی يگانه راهتان باد.

siyamak

ممد جان پسر گل کوهی از خوب اگه دوست داری توهم بازی .از اينکه به مدد رگه های جنون خودت توانستی تشخيص بدی که حال من خوب نيست بهت حق ميدم (هرچند از مغزخلال بادومی شما بعید بود)چون من حالم از هر چی عنترلوطی مرده ای چون تو بهم می خوره سلام منو به همون دوستان کرک و پرريخته ات برسون و جای زخمات هم به اونا نشون بده .راستی يه برنامه بذارکه عکست رو از رو شيشه شير بردارن.آره قربونش بری.منبعد هم ...برهنه نپروسط دعوا.آره پسرم

siyamak

ممد جون بمولا آخرشی.ولی نميدونم آخرچی؟خودت حدث بزن

امير

ممد جون منکه تورو می شناسم. برا چی خالی می بندی. اگه منظورت از اونيکه ۳ روزه بچه دار شده اونی باشه که من فکر می کنم اشتباه به عرضتون رسوندن بهتره بجای اين چرت و پرت گفتنا بری درست رو بخونی ( فکر نان باش که خربزه آبه)

yasamin

متن جالبی بود..وقت کردی به منم سر بزن.

غزل

آره بابا مردم اينقدر نامردن! اين همسايه ما مادرشونو گذاشته بودن اومده بودن بيرون اين آخرشه ها